
خاموش شده در خود
برای ذوق کوچکی که برای همیشه در قلبم مرد
برای تو که شبیه دوست داشتن نیستی
برای خودم که هیچ شده ام
و چشم هایم آرام نمیگیرد...
.
پ.ن:
کلمه ها هم میتونه نابودت کنه هم بسازتت...
چشم هایی که میگفتی عاشقشونی اونقدر بی ارزش شده که حتی وقتی از اشک و خون پره عین خیالت نیست
نوشتن اینجا بیشتر منو میکشه چون هیچوقت قرار نیست بخونی هیچوقت قرار نیست بگم ...
.
.
لعنت به دوست داشتن
لعنت به ....
برچسب:
نویسنده: رها عباسیان