خستت کردم یه جوری که از غر زدنام متنفری شاید میدونی گاهی اونقدر غرق دوست داشتنت میشم که یادم میره بزرگ شدم خانومی شدم واسه خودم و حس میکنم یه بچه چند سالم که همش بهونه تورو داره اینکه همه حواست رو داشته باشه.... گاهی دلم میخاد وقتی غر میزنم حواست اونقدر بهم باشه که قشنگ و آروم مثله قبلنا زل بزنی تو چشام موهامو بندازی پشت و گوشمو اونقدر نگام کنی تا ساکت شم... کاش میتونستم راحت اروم تو چشات زل بزنمو همه ی اینارو نت به نت بهت بگم ولی گاهی میخام ساکت شم نگم
برچسب:
نویسنده: رها عباسیان
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 19:56