مقصر تو نبودی
زخم های من عمیق بودند ...
.
.
پ.ن:
سال ها پیش وقتی قلبم را میان دست هایت گرفته بودم
تا از تب و تاب نیفتد
به پناهی امن فکر کرده بودم
پناهی شبیه دست های مردی لای موهایم
و بوسه ای روی پیشانی ام
و آغوشی برای تمام عمر
سال ها پیش تو را آرزو کرده بودمت
برآورده شدی من اما؛ت
و را زندگی نکرده باختم...
.
# برای قلبی که پناه ندارد.
پ.ن:
کاش میتوانستم از دوتامون واسه تمومه عمر معذرت بخام .
برچسب:
نویسنده: رها عباسیان