برای قلبم که تو بودی
-
تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 20:58
مقصر تو نبودیزخم های من عمیق بودند ... ..پ.ن:سال ها پیش وقتی قلبم را میان دست هایت گرفته بودمتا از تب و تاب نیفتدبه پناهی امن فکر کرده بودمپناهی شبیه دست های مردی لای موهایمو بوسه ای روی پیشانی امو آغوشی برای تمام عمرسال ها پیش تو را آرزو کرده بودمتبرآورده شدی من اما؛تو را زندگی نکرده باختم....# بر...
فراموشی
-
تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 20:58
برای تمام عمر لبخند میزنم بغضم را بغل کرده ام کاش کسی مرا میفهمید قلبم را اشکم را بغضم را جسور مانده ام سکوت کرده ام فراموش کرده ام ....من روزی قرار بود عاشق باشم معشوق باشم...و چه بی هوا هیچ شده ام .کاش موهایم به آغوشم میرسید و چشمانم به آیینه و دستهایم به آغوشت فراموش کرده ام آغوشت را که قرار بود...
عنوان ندارد
-
تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 20:58
خاموش شده در خود برای ذوق کوچکی که برای همیشه در قلبم مرد برای تو که شبیه دوست داشتن نیستی برای خودم که هیچ شده ام و چشم هایم آرام نمیگیرد....پ.ن:کلمه ها هم میتونه نابودت کنه هم بسازتت...چشم هایی که میگفتی عاشقشونی اونقدر بی ارزش شده که حتی وقتی از اشک و خون پره عین خیالت نیستنوشتن اینجا بیشتر منو م...
خاموشی...
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 19:56
نگاههای تو بود که قلبم را زنده نگهداشته بود و دستهایتوبال های پروازم بود برق چشمهایم خاموش شد بالهایم شکست دستهایم رها شد و قلبم به گمانم یخ بسته..... .... ... و عشق تنهایی چه ها که نمیکند.... #فاطمه_کمائی پ.ن: یه جایی عشق که میشه همه زندگیت خودت از خودت کم میشی من برای این برقی که تو چشمام بود جنگی...
بخند قلبم:)
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 19:56
چشمهای تو بود که لبخند میزند دوستم داشت و نامم را به عشق میخواند دوستت دارم هنوزهم امروز هم... برای تمام عمر... دوستم داشته باش... #فاطمه_کمائی #من دختری که همه زندگی رو عشق میدونست بدون عشق نمیشه ادامه داد من همه قلبم عشقه اگه نبود شایدقلبم اینهمه درد رو تحمل نمیکرد اینجا قشنگه که میتونم بنویسم باه...
قلبه من....
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 19:56
اونجا که میگه من همه وجودم قلبه ینی سرتاسره وجودم درده... یه جاهایی بخاطر روزایی که تلاش میکنی میدوی برای یه لبخند بعدش که با یه حرف وجودت یخ میزنه تازه میفهمی ارزش خاستن عشق چیه... با هر اتفاقی دارم ذره ذره تموم میشم شاید یه روزی نباشم شاید:) #فاطمه_کمائی
چقدر حواسم نیست ...
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 19:56
بهار نبودم هرگز اما برای پاییز گریستم... دستانم را به قلم سپردم و قلبم را به تو.... و این پاییز بهاری ترین اتفاق شد... #فاطمه_کمائی . من خوبم ...نه خوب که میگم یجوری عجیب غریبه حالم ، تقریبا دو ماه از پاییز میگذره و من اونقدر درگیره زندگیم درگیر اتفاقا که وقت نکردم بنویسم ... پاییز از نیمه گذشته نمی...
تموم نشو :)
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 19:56
قلبی یخ زده از پاییز... حواسی پرت... دلی تنگ.... منی نزدیکم اما دور... تویی که میدانی اما نمیآیی... آغوش باز کردهام برای تو برای پاییز برای تمام نیامدنها برای خودم برای خودم برای خودم .... #فاطمه_کمائی پ.ن:تموم نشو....اینقدر زود تموم نشو... من باتو شروع شدم باتو ادامه میدم بدون تو گیجم تمومم نیستم ب...
تو...
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 19:56
دیر اما برای چشمهایت مینویسم برای لبخندهای از ته دلت برای تمام دوستت دارم گفتنت توی گوشم برای حس کردن نفسهایت درآغوشم برای پاییز برای متولدشدنت برای بودنت مینویسم تولدت مبارک
چشمهای تو
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 19:56
یک روز دستهای دخترت را بگیر و برای من برقص من این حاله خوب را به جهان بدهکارم :)❤
چشمات...
-
تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 19:56
خستت کردم یه جوری که از غر زدنام متنفری شاید میدونی گاهی اونقدر غرق دوست داشتنت میشم که یادم میره بزرگ شدم خانومی شدم واسه خودم و حس میکنم یه بچه چند سالم که همش بهونه تورو داره اینکه همه حواست رو داشته باشه.... گاهی دلم میخاد وقتی غر میزنم حواست اونقدر بهم باشه که قشنگ و آروم مثله قبلنا زل بزنی تو ...